فتح اروپا با پای پیاده

وقتی داعش و بقیه تروریست ها به سوریه حمله کردند خیلی از دولت ها ، نشستند و از دور فقط شعارهای منفعت طلبانه دادند ، آنها بجای کمک کردن به توقف حرکت رو به جلوی تروریست ها ، تسویه حسابهای شخصی شان را با اسد انجام دادند و در واقع دوشادوش گروه های تروریستی به آوارگی مردم سوریه دامن زدند ، حالا باید روزانه هزاران سوری بدون اخذ روادید ، با پای پیاده وارد کشورهایی شوند که فقط اسد را مقصر ماجرا جلوه می دادند و تا اروپا به خودش بیاید ، آوارگان جنگ سرتاسر اروپا را بدون ، توپ و تانک تصرف کرده اند … شاید اگر بیست سال پیش این اتفاق می افتاد اسد همان روزهای اول شکست خورده بود اما واقعیت این است که رسانه ها و توسعه اینترنت راه را بر هر سناریوی تازه ای بسته است ، حتی رسانه های خط و مشی دار ، با یک توئیت ساده و یک عکس تازه در فیس بوک یک شهروند معمولی ، متوقف می شوند …. خلاصه :
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس
تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت

از مدیترانه با عشق

من محمود درویش را آنقدر دیر شناختم که وقتی درگذشت ، بیش از دو مجموعه ی شعر از او نخوانده بودم … محمود درویش برای من یک نام ، یک شاعر و حتی یک هنرمند جهانی نبود .. او مجموعه ای از کلمات بود که خداوند در قالب یک انسان آفرید .. صدایش را دوست داشتم وقتی دکلمه می کرد و با حرارت از آزادی فلسطین ، از زنان ، از عشق و از کودکان می گفت … صدایش را دوست داشتم وقتی با صدای نمناک عود تلفیق می شد و عشق را به من هدیه می کرد … محمود درویش شاعری بود انقلابی در دل سرزمینی که هر لحظه در انتظار مرگ تازه ای بود … بارها توسط  نیروهای امنیتی اسرائیلی بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفته بود اما کار به جایی رسیده بود که حتی اسرائیلی ها هم می دانستند دشنه و سرنیزه پاسخی در برابر کلمات عجیب و سحر انگیز محمود درویش نیست !!! حتی جمعی از جوانان اسرائیلی از طرفداران شعر محمود درویش بودند … کلام محمود درویش بی حاشیه اما نافذ و جذاب بود چه کسی پیدا می شود که مجموعه آخرین قطار را بخواند و ساعت ها روحش را به عشق و آزادی نبخشد حتی وقتی به تلخی از ظلم می سرود احساسی پر از بهار خواننده را دلگرم می کرد .. بی شک جهان پس از محمود درویش کمتر شاعر انقلابی و عاشق به خود خواهد دید …امروز تقویم را که ورق زدم متوجه شدم تولد این شاعر دوست داشتنی است و در همین روز  مرد دیگری در آنسوی مدیترانه به دنیا آمد … مردی که اشعارش شما را به جزیره ای می برد در حوالی این دریای عجیب و همه غربت مدیترانه و مرغان دریایی اش شما را فرا می گیرد ..جورج سفریس شاعر یونانی که به لطف ترجمه ی خوب جناب کوثری سر از ایران در آورد و من هرگز خاطره ی خوب سفر به تونس بر فراز مدیترانه و همخوانی اشعار جورج سفریس را از خاطر نخواهم برد ….کافی است یکبار اشعار این یونانی گرم را بخوانید تا مثل من فکر کنید وطن جایی است که هماره عشق در آن جاری است و تمام سرزمین های خدا مملو از عشق است و باید دست برداشت از تعصبات قومی و مردمی و زیر آسمان خدا ، همه ی مرزها را از نقشه ی عشق برداشت ….

و گاهی باید خواست

جهان حتی یک روز ، بی شاعر مباد !!!!!

به برنامه ی جهانی غذا کمک کنید

این روز ها حتما همه ی شما درباره ی سومالی و بحران غذا در این کشور آفریقایی  شنیدید … پیشنهاد می کنم به برنامه ی جهانی غذا کمک کنید تا نه تنها سومالیایی ها را همراهی کرده باشید بلکه :

 

حتما بخوبی می دانید که موضوع  نجات کودکان از مرگ و گرسنگی ، مدرسه سازی و کمک به تربیت انسان ها،  هم در دین ما و هم در سنت های خوبی که ایرانیان داشته اند ، بسیار تاکید شده است  بنابراین تا دیر نشده شما هم کودکی را از مرگ  ، کودکانی را از فقر فرهنگی و جامعه ای را از زوال و نابودی نجات دهید حتی اگر قرار باشد اندکی صرفه جویی کنیدبه اندازه ی صرفه جویی در خرید یک شارژ تلفن همراه ۵۰۰۰۰ ریالی ، صرفه جویی در خرید کمتر از ده عدد نان … یا دو بلیط سینما برای یک فیلم درجه الف … 

برای پرداخت از طریق کارتهای شتاب به این سامانه سر بزنید

کودکان را فراموش نکنید و این روزها کودکان سومالی را …. آن ها منتظر ما هستند