پایانی بر تندروی اسلامی

 

کشتن شیخ نمر و فاجعه ی نیجریه و شیخ زکزاکی بخوبی نشان میدهد دولت عربستان بسیار نومید است

 شکست در یمن ، سوریه ، عراق ، حتی افغانستان و پاکستان و ریال هایی که به بهانه ی هیچ فقط بکار بستند برای تفرقه ی بیشتر ، فاصله ی بیشتر ، در بسیاری از کشورهای جهان اهل تسنن و شیعیان بعنوان بزرگترین گروه های اسلام گرا با هم زندگی می کنند قبول دارم فراخور شرایط سیاسی حاکم حقوق متفاوتی دارند اما هرگز فرهنگ حاکم بر زندگی این مردمان ، آنها را بسوی نابود کردن یکدیگر هدایت نمی کند …امیدوارم روزی ارتباط وهابیت و فروش نفت و گاز ، وهابیت و خرید اسلحه قطع شود …

لقمه ی میهمان را نباید شمرد

در مورد روحیه پذیرش مهاجر من فکر میکنم ترکیه ای ها به مراتب از بقیه بهتر هستند البته شاید این حس در اکثر مردم کشورها وجود داشته باشد که چرا باید آب و خاک و زندگی و کار مان را با بقیه شریک شویم اما نحوه ی برخورد با مهاجران بیش از همه به میزان خودخواهی ملت ها برمی گردد چون در بعضی از کشورهای مهاجر پذیر مردمانی به مراتب فقیر تر و تحت فشار اجتماعی و اقتصادی بیشتر زندگی می کنند اما آنها روحیه و فرهنگ پذیرش مهاجران را دارند … حالا باید از خودمان بپرسیم آیا ما حاضریم نان مان را با دیگر مردمان شریک شویم ؟ ما در تاریخ سابقه ی پذیرش پناهجو بسیار داشته ایم اما عجیب است که تاحدی فرهنگش نزد ما امروز وجود ندارد … چون اگر پذیرفتی نانت را با دیگری تقسیم کنی دیگر حق نداری لقمه هایش را بشماری …..

تروریسمی بنام داعش

متاسفانه جامع شناس نیستم ، فقط اندکی در حد بضاعت مطالعه می کنم .. وقتی رفتار تروریست های داعش را خوب نگاه می کنم بیش از راهزنان مذهب و حتی متجاوزان به ناموس آنها را تروریست های اقتصادی می بینم … در هر کشوری که شروع بکار می کنند اول می روند سراغ بخش هایی که مربوط به مزیت اقتصادی آن کشور است … سوریه که عمده ی درآمدش از صنعت توریسم حاصل می شد شاهد فروریختن و نابودی اکثر اماکن گردشگری و مذهبی بود ، سوریه حداقل پنج سال زمان نیاز دارد که آنچه از بین رفته را برگرداند ..از آنها گذشته کارخانه های نابود شده ، زمین های کشاورزی که البته روزی سوریه را صادرکننده اقلام کشاورزی به سایر کشورها می کرده همه و همه از بین رفته اند … تعداد آدمهایی که کشته شده اند بسیار زیاد است اما از آن بدتر تعداد آدمهایی است که از فقر اگر هم نمیرند زندگی رقت باری خواهند داشت .. در عراق فورا رفتند سراغ پالایشگاه تولید سوخت .. مزارع و نخلستان ها را آنش زدند ، اماکن تاریخی را از کلیسا گرفته تا بقعه … نابود کردند و در واقع قصد اصلی شان نابودی قطب اصلی جذب گردشگر است … داعش یک تروریسم تمام عیار و برنامه ریزی شده اقتصادی است … اگر جنگ در هر یک از این کشورها برسر دموکراسی یا تندروی مذهبی بود اصلا نیازی نبود که شاهرگ های سرزمینی که بعداز فتح قرار است آب و نان عاید داعشی ها کند از بین برود … سرنوشت تلخ اقتصادی عراق ، سوریه و در روزهای آینده کشورهای دیگر منطقه ، همان سرنوشت بی ثبات افغانستان و سرنوشت منفعل پاکستان است … هر جا اقتصاد نابود شود ، همه چیز متوقف می شود یا حداقل کند تر از گذشته ، پیش خواهد رفت …

برای تویی که نمی شناسمت

به صدای مرموز تو که می رسم رنج هایی که مردم کشورت به مردم کشورم تحمیل کردند را از یاد می برم .. دلم تو را و مردمت را نمی بخشد اما روحم در برابر هنر تسلیم می شود !!!

این است که هرچه سرزنشم می کنند که چنین است و چنان .. من هیچ نمیشنوم جز نوای سحرانگیز تو و آن موسیقی ات که صدای موج دریا و سرسختی صخره ها را در من زنده می کند …

حالا بگو با این رویارویی تاریخی و آن رنج بشری که تا سالها گریبان مردمم را رها نمیکند چه کنم ؟ صدای تو را فراموش کنم ؟ روحم را برنده اعلام کنم یا قلبم را … با پدری و پدرانی که نبودند و رفتند چه کنم در برابر جادوی کلماتت ؟؟؟؟ این منصفانه نیست که تو مرا وادار کنی که بین روحم و قلبم یکی را انتخاب کنم باور کن این منصفانه نیست ….