خلق فرصت در لحظه

وبلاگ بانک تجارت را دنبال کنید و

و مطلب جدید مرا  با موضوع رهبری در سازمان ، ارزیابی کنید .

 

احساس بدرد نخوری

این روز ها در محل کارم مرتب اتفاقات عجیب و غریب می افتد … گاهی از خودم سوال می کنم چرا در این سازمان به این بزرگی هیچ جایی وجود ندارد برای منی که غیر از این کارهای روتین و معمولی که هر روز انجام می دهم ، کارهای دیگری هم بلدم ؟ خصوصا که آدم متوقعی هم نیستم و رویای میزهای بزرگ و پست های حتی یک کم بزرگ را هم ندارم … فقط گاهی فکر میکنم کاش از من به اندازه ی توانایی که دارم در سازمانم استفاده می شد … ساده است اما این روزها ذهن مرا بدجوری درگیر خود کرده .. قدیم تر ها هیجان داشتم که ایده پردازی کنم … اصولا از ایده پردازی لذت می برم اما یکی از حلقه های مفقوده ی سازمان های بومی سازی شده ی ایرانی همین ایده پردازی است …

اصولا بعضی معتقدند ایده پردازی کار مهمی نیست … بنابراین مدت هاست که سکوت را بر هر کار دیگری در محیط کاری ام ترجیح میدهم .. حتی تلاش نمی کنم که درباره ی چیزهای صحیح و غلطی که فکر میکنم با کسی حرف بزنم !!! این تجربه تنها منحصر به سازمانی که در آن مشغولم نمی شود .. با گروه های دیگری هم که کار کردم این داستان را بارها و بارها تجربه کردم …مهم نیست چقدر اهل خلاقیت و ایده پردازی باشی .. در ایران اتاق فکر جایی است که افراد دور هم می نشینند به رقبا نگاه می کنند اگر رقیبی یک آجر از آن ها پیشتر است آنها به اندازه ی دو آجر ، انرژی می گذارند و به همین سادگی خروجی اتاق فکر های ایرانی ، حرکتی لاکپشتی به سوی هدفی است که با تغییر مدیریت مرتب تغییر می کند … چه خوب بود ما گروهی فکر کردن و خلاقیت و ایده پردازی و از همه مهمتر تصمیم گیری مناسب را از کودکی به فرزندانمان یاد دهیم … که تعریف مدیر شایسته ، مدیری نباشد که در حین بحران خودش سطل ، سطل ، سیلاب را از شهر بیرون می برد …. ای کاش این نگاه سنتی بجای اینکه پوششی از مدرنیته به خود بگیرد … پوسته ی پوسیده ی خود را بشکند و تازه شود .. خلاصه اینکه نگذاریم آدمها ، احساس بدرد نخوری کنند که در بهترین حالت ممکن است مایوس نشوند اما مطمئنا دیگر دنبال ارتقا خویش و در نتیجه جامعه خویش نخواهند بود …. انجماد هر فرد از افراد جامعه ، بر ضخامت این لایه یخی و سرد می افزاید …..