درباره اقلیما پولادزاده

جنوبی هستم کارمند بانک تجارت علاقمند به اینترنت ، کتاب ، شعر و ادبیات ، جهانگردی و سفر و بالاخره موسیقی خرده شاعر ، نویسنده ، جهانگرد ، نقاش ، منتقد و تحلیلگر

زندگی کارمندی

موضوع جالب این است که اگر من به عنوان کارمند به جای روزی هشت ساعت کارکردن ، دوساعت کار کنم یعنی ۲۵ درصد حقوقم به طورقانونی به من تعلق می گیرد و ۷۵ درصد بقیه اش تضییع حقوق ارباب رجوع و سایر همکاران است بنابراین خودمان را محاسبه کنیم قبل اینکه فقط دیگران را نقد کنیم…

زمین را فراموش نمی کنیم

بیش از چهل و شش سال است که برخی دولت ها ، سازمان ها و دوست داران طبیعت ، در بیست و دوم آوریل مصادف با دوم اردیبهشت رویدادی هماهنگ و جهانی تحت عنوان ” زمین پاک ” برگزار می کنند . در این رویداد انسانها در سراسر جهان سعی می کنند بخاطر بیاورند که چه وابستگی هایی به زمین و محیط زیست اطرافشان دارند و شاید بهتر باشد بگوییم آنها تلاش دارند نشان دهند که هنوز زمین را فراموش نکرده اند .


سال ۲۰۱۶ نیز این جنبش ادامه خواهد داشت و قرار است که مردم کره زمین با کاشتن و نگهداشتن درختان در زمین ، زندگی دوباره ای به این سیاره ی پیر ببخشند . در این هدف گذاری نزدیک به هشت میلیارد درخت باید در سراسر زمین کاشته شود . خب کاشتن یک درخت در هر نقطه از زمین بمعنی پوستن به این جنبش جهانی و زیست محیطی است .
بر ماست که زمین را فراموش نکنیم ، پیوستن به این جنبش چندان سخت نیست به این حرکت بپیوندیم و برای نقل و انتقالات ساده و کوچک بانکی رهسپار شعب بانکها نشویم ، مسافرت های داخل شهری ، یعنی مصرف هرچه بیشتر سوخت های فسیلی ، یعنی آلودگی هوا و از همه بدتر کمک به گرمتر شدن زمین ، استفاده از موبایل بانک شاید یکی از ساده ترین راه حل ها باشد . از موبایل بانک تان استفاده کنید و شما هم یکی از کسانی باشید که به کنفرانس پاریس در کاهش گرمایش زمین پایبند هستید .
اگر نمی توانید درختی بکارید ، می توانید مانع از قطع گسترده ی درختان شوید ، راحت تر از اینکه فکرش را بکنید . حتما خود شما بهتر می دانید استفاده از اینترنت بانک یکی از مطمئن ترین راه حل های کاهش مصرف کاغذ و ثبت مستندات مالی در کامپیوتر شخصی است . از اینترنت بانک استفاده کنید و نگذارید درختانی که زمین را در آغوش گرفته اند دچار مرگ زودرس شوند .
شما یک فعال زیست محیطی هستید ، اگر دوست دارید گامی بزرگتر بردارید باید رنگ انگیزه هایتان نیز سبزتر شود . مشارکت با بانکها در طرحهایی که پیوست زیست محیطی دارند و قرار نیست دریاها را بخشکانند، جنگلها را نابود کنند و موجب اتلاف انرژی و آب شوند. پیشنهاد می کنیم بانکهایی را برای انجام عملیات بانکی تان انتخاب کنید که از کاغذ کمتری استفاده میکنند، از انرژیهای نوین و پاک بهره می جویند و رویکردهایی مطابق با نگرش توسعه ی پایدار در فعالیتهایشان حاکم است. بانکهای سبز نشان می دهند که در کنار توسعه ی اقتصادی و رسیدن به سود مطلوب مدیران و سهامداران ، حفظ زمین و زندگی کردن برای سالیان طولانی در این سیاره ی پیر برایشان اهمیت دارد.

شاهزاده خانم ! تسالونیکی

به بهانه ی سفر نخست وزیر یونان به ایران 

سفر برای افراد معانی متفاوتی دارد گاهی صرفا یک جابجایی است و در نهایت به گشتن در خیابان ها و مراکز خرید محدود می شود در مقابل هستند گروهی که برای سفر اهداف دیگری قرار می دهند مثل رویارویی با تاریخ و فرهنگ یا لذت بردن از شگفتی های طبیعت . سفر به سرزمین های کهن ، دستآوردهای بسیاری برای مسافران فرهنگی دارد . در حقیقت یک معامله ی پر سود میان تمدن مبدا و تمدن مقصد است که اگر جدی گرفته شود ، کارآیی فرهنگی بالایی خواهد داشت . در ماههای گذشته ، خط هوایی دوطرفه تهران و آتن راه اندازی شد . این امر کمک شایانی به تبادلات فرهنگی میان دو کشور خواهد کرد چه بسا در حوزه ی اقتصاد گردشگری نیز ، نتایج خوبی حاصل شود . قصد داریم در این نوشته به معرفی یکی از شهرهای جذاب و دیدنی یونان بپردازیم .
برای سفر به تسالونیکی لازم است ابتدا به آتن برویم و از هواپیما ، اتوبوس یا قطار برای ادامه ی مسیر تا این شهر استفاده کنیم . پیشنهاد ما برای این سفر استفاده از قطار است ، بدلیل صرفه ی اقتصادی و همچنین شانس دیدن این مسیر بسیار زیبای شمالی . به ایستگاه قطار لاریسا در آتن می رویم و با اولین قطار سمت و سوی شمال را در پیش می گیریم .دوربین برای دقیقه ای از تصاویر شگفت انگیز کوهستان ، جنگل و روستاها و شهرهای کوچک غافل نمی شود . حداقل شش ساعتی طول می کشد تا به مقصد برسیم .

تسالونیکی مرکز استانهای شمالی یونان است . شهری بسیار زیبا، آرمیده در کناره ی اژه با ذخایر تاریخی و طبیعی بی شمار ، هوای پاک با حس همیشگی نسیمی که از اژه بندر و سواحلش را نوازش می کند .جشنواره ی موسیقی یونانی ، جشنواره بین المللی فیلم و نمایشگاه سالانه رویدادهایی است که همه ساله در تسالونیکی برگزار می شود .ما به زادگاه یک شاعر ترک رسیدیم تعجب می کنید ؟ بله ناظم حکمت متولد تسالونیکی است .
بروایت تاریخ تسالونیکی دختر فیلیپ دوم و خواهر اسکندر مقدونی بود که با کاساندرپادشاه مقدونی ازدواج کرد . کاساندر پس از مرگ او این شهر را قریب ۳۰۰ سال پیش از میلاد مسیح بر یک سکونتگاه قدیمی بنا نهاد . وقتی رومی ها دو قرن پیش از میلاد مسیح وارد این شهر شدند ارزش موقعیت این شهر را بخوبی درک کردند و آنرا مرکز نظامی ، تجاری و فرهنگی شان قرار دادند .
تسالونیکی برای قرن ها در محاصره ی گروه های گوناگونی بود صلیبیون در قرن سیزدهم ، ترک ها در قرن پانزدهم و در قرون وسطی یکی از مهمترین مراکز یهودیان محسوب می شد .در سال ۱۹۱۲ سرانجام تسالونیکی آزاد شد اما بدام جنگ جهانی اول افتاد ، بسیاری از اهالی شهر در کنار متفقین جان باختند و آتش سوزی مهیب ۱۹۱۷ ، هشتاد هزار نفر از مردم شهر را آواره کرد . در طول جنگ جهانی دوم توسط آلمان ها اشغال شد و گفته می شود نزدیک به پنجاه هزار نفر از شهروندان تسالونیکی به اردوگاه های کاراجباری فرستاده شدند .
تسالونیکی از حیث مذهبی در دوره ی بیزانس ، مهمترین شهر پس از قسطنطنیه بشمار میآمد و هنوز کلیساهای زیادی را در شهر می بینید که ازآن دوران در شهر بجای مانده است و کلیسای دیمیتریوس ، از اصلی ترین ها محسوب می شود که قرن ها از ساخت آن می گذرد . علاوه بر آن حاجیا صوفیا ( ایاصوفیه ) که معماری آن گذاری است تاریخی از معماری کلیسای مدور و زیر گنبدی به کلیساهایی بشکل صلییب که گنبدآن در نوک صلیب قرار می گرفت


در محله ی ساحلی و تاریخی لادادیکا قدم می زنیم ، میدان آریستوتلس ( ارسطو ) در گوشه اش ارسطو نشسته و گردشگران در کنارش خاطره های تازه خلق می کنند . مرسوم است هر گردشگری که کنار این مجسمه می ایستد شست پای ارسطو را می گیرد کسی چه می داند شاید اینگونه از پلکان فلسفه تا آسمان بالا برود . میدان ارسطو از قرن ها پیش محل اجتماع مردمان بوده و هست . سرمه ای دریای اژه ما را می برد تا برج سپید که باقیمانده ی اشغال شهر توسط ترک هاست و از آن بعنوان زندان استفاده می شد . کمی آن طرف تر مجسمه ی خروش اسکندر مقدونی در کنار نیزه ها و سپرها ، شما را به دوران مبارز مقدونی خواهند برد .

به قرن چهارم میلادی بر می گردیم از کنار کاخ گالریوس و میدان ناوارینو رد می شویم ، سازه ای با شکوهی شایسته برای نشان دادن هر چه بیشتر درخشش پایتخت روم در استان مقدونیه با موزاییک های پراکنده در سطح خیابان . سراغ طاق نصرت گالریوس می رویم ، دروازه ای با جزییات هنری و روایتگر تاریخی برجسته این سازه سیصد سال بعد از میلاد مسیح به نشانه ی جاودانگی پیروزی های ارتش روم ساخته شد . روبروی این طاق نصرت روتاندا یا کلیسای سنت جورج قرار دارد ، ساختمان مدوری که یادبود گلاریوس در آن ساخته شد و بعد به عنوان کلیسای مسیحی و بعدتر در زمان حضور ترکها ، طبق عادت عثمانی مبدل به مسجد شد . می توان در باغ پر گل گرداگرد این بنا مناره ی بلندی که بعدا به بنا اضافه شده است را مشاهده کرد .

کمی آنطرف تر در خیابان آپوستولو پاولو ، خانه ی کودکی های آتاتورک که حالا مبدل به موزه شده است قرار دارد . خانه ای با دیوارهای صورتی . اینجا نقطه ی تلاقی سفر ما با شاعر نام آشنای ترک ، ناظم حکمت است . ناظم حکمت ران در سال ۱۹۰۲ متولد شد و زندگی اش در سفرهای پرتعداد گذشت هرچند که عشق بسیارش به آزادی ترکیه باعث شد به صف طرفداران آتاتورک بپیوندد اما طولی نکشید که بدلیل محبوبیت مردمی بسیار زیاد ، بارها و بارها ازاین کشور ، رانده شد . حتی در زمان به قدرت رسیدن آتاتورک با زندانهای طولانی و طاقت فرسا ، مواجه گردید . ناظم حکمت در شعر، بسیار آزاد اندیش بود وبدلیل سفرهای متعدد با شاعران بسیاری از اقصی نقاط جهان آشنا شد اما بی شک نمی توان ریشه های مردمی شعر او که همان ترانه های عاشیق های ترک بود و روان گویی مایاکوفسکی را در آثارش نادیده گرفت . هرچند که ناظم حکمت طی یک فرمان عفو عمومی پس از تحمل سالهای طولانی زندان آزاد شد و به دیدار جهان رفت اما در نهایت درسال ۱۹۶۳ در مسکو درگذشت .

رمانی از یک بانکدار خرد

دوست داشتم رمانی بنویسم از آنچه بر یک بانکدار خرد میگذرد . برای من فرناندو پسوآ پرتغالی مشهورترین نویسنده ی بانکدار محسوب می شود اما در میان نوشته های او فقط رگه های زندگی بانکداری را می توان جستجو کرد . واقعیت این است که بانکداران خرد ، هر روز به تماشای مردمان نشسته و با آنها به آرامی زندگی می کنند . این فراتر از خاطره نگاری و یادداشت های روزانه است . بانکداران خرد گاهی آنقدر به مشتریانشان نزدیک هستند که حتی از پول خرد جیب مخفی کت آنها نیز خبردارند . من پیوسته به نوشتن این رمان فکر می کنم .

خلق فرصت در لحظه

وبلاگ بانک تجارت را دنبال کنید و

و مطلب جدید مرا  با موضوع رهبری در سازمان ، ارزیابی کنید .

 

نقد منتقد

دیشب برنامه ی نقد سینما شبکه ی چهار ابوالفضل جلیلی را آورده بود ، من شخصا طرفدار آثار کارگردان خاصی نیستم اما از کارگردان هایی که سبک خودشان را دارند و خوانش خودشان را از فلسفه ی سینما دارند خوشم می آید مثلا با وجود قابل تقدیر بودن بچه های آسمان ، هرگز مجید مجیدی را دوست نداشتم اما خیلی وقت ها آثار جلیلی را می پسندیم البته آنهایی که امکان دیدنش بود . یک منتقدی را نشانده بودند روبروی ایشان بنام حسنی نسب ، این منتقد از نقد فیلم فقط حمله کردن به سبک را بلد بود و مثل بازجو ها حرف می زد . من بعنوان یک مخاطب آنچنان جا خورده بودم که برای لحظاتی احساس کردم جلیلی در مقام متهم است و همین چند دقیقه ی دیگر به جوخه ی اعدام سپرده می شود . اصرار منتقد بر اینکه تو فیلم های جشنواره ای ساختی و ژاپنی پسند بوده کارهایت و البته رقص خاک که ظاهرا بعد از سالها اکران شده ، و کارگردان که با آرامش از تفکر خودش دفاع می کرد که من میخواستم یک شر عمومی را به خیر فردی تعبیر کنم و نشان دهم که ….. واقعا دلم برای جلیلی سوخت . حتما کارگردان باید یک کپی دست هزارم از آثار سینمای چک را برای منتقد ایرانی بسازد که منتقد ایرانی با حداقل سن و تجربه و سواد حتی ادب حرف زدن خوشش بیاید …

عربی زبان شعر است

عربی یکی از زیباترین زبان های دنیاست من هر وقت احساس خستگی می کنم

یک لیوان چای می ریزم ، شعری از محمود درویش ، انسی الحاج یا سعاد الصباح پیدا می کنم و بلند بلند می خوانم …

اگر بخواهم زخم هایم را مرهم بگذارم مستقیم می روم سراغ فاروق جویده …

و اگر بخواهیم عاشقی کنم نزار و غاده می خوانم … بماند که گاهی هم میزنم به دوران جاهلیه ، قیس بن الملوح می خوانم ….

پایانی بر تندروی اسلامی

 

کشتن شیخ نمر و فاجعه ی نیجریه و شیخ زکزاکی بخوبی نشان میدهد دولت عربستان بسیار نومید است

 شکست در یمن ، سوریه ، عراق ، حتی افغانستان و پاکستان و ریال هایی که به بهانه ی هیچ فقط بکار بستند برای تفرقه ی بیشتر ، فاصله ی بیشتر ، در بسیاری از کشورهای جهان اهل تسنن و شیعیان بعنوان بزرگترین گروه های اسلام گرا با هم زندگی می کنند قبول دارم فراخور شرایط سیاسی حاکم حقوق متفاوتی دارند اما هرگز فرهنگ حاکم بر زندگی این مردمان ، آنها را بسوی نابود کردن یکدیگر هدایت نمی کند …امیدوارم روزی ارتباط وهابیت و فروش نفت و گاز ، وهابیت و خرید اسلحه قطع شود …

وبلاگ نویسی به بهانه ی مختلف

بتازگی برای وبلاگ بانک تجارت ، یعنی بانکی که در آن کار می کنم مطلب می نویسم .. از شما دعوت می کنم مطالبم را در این  وبلاگ دنبال کنید . مطلب آخر در خصوص نقش متصدیان تلرینگ در میزان رضایت مشتریان و دستیابی به موفقیت در جذب حداکثری مشتریان است …

اینجا بخوانید 

شنوندگی

یک فروشنده ی خوب باید شنونده ی خوبی باشد  تا بفهمد شما دنبال چه چیزی هستید ؟

ایده آل شما چیست ؟ چقدر حاضرید هزینه کنید؟ آیا یک مورد مشابه ، کار را شما راه می اندازد ؟

خلاصه فروشندگی بیش از حرف زدن ، به شنیدن وابسته است .

سواد رسانه ای داشته باشیم

واقعیت این است که دردنیا اتفاقات شتاب گرفته ورسانه ما را صید کرده است ما دررسانه غوطه وریم،حالا دیگر اگر خودمان محتوا تولید نکنیم احساس بیهودگی می کنیم . محتوا عکس مهمونی لی لی جون می تواند باشد کشتار مردم در یمن یا هر چیز دیگری … روشن است تمیز اخبار در رسانه ها فقط و فقط به بالا رفتن سواد رسانه ای وابسته است . سرسپردگی به رسانه ها ماحصلی جز موضع گیری های شتابزده و پوچ ندارد . شما مجبور نیستید مردم را به سمت و سوی خاصی هدایت کنید اما مجبورید نگذارید رسانه شما را ببرد جایی که خودش می خواهد .

دعوت به سفر

به بهانه نزدیکی روز جهانی گردشگری می خواهم از دوستان اهل سفر دعوت کنم پنج مقصدی را که فکر میکنند نباید از دست داد به دیگران معرفی کنند.  روز جهانی گردشگری هر ساله در کشورهای مختلف جشن گرفته می شود  ایران نیز برنامه های ویژه ای برای این روز که مصادف با پنج مهرماه است ، درنظر می گیرد .

امیدوارم با توسعه صنعت گردشگری ، روزی این صنعت جای نفت و صادرات نفتی را بگیرد و کشور متمول ما را که غنی از جاذبه های گردشگری طبیعی و تاریخی است ، به جایگاه اصلی اش برساند. این امر به یک عزم عمومی نیازمند است .

ناپولیتانا در سالونیکی

در رستورانی منتظر ناپولیتانا ، نشسته بودم ، کنج میدانی باستانی در سالونیکی ، گارسون آمد و هنوز هم بهت زده بود که زنی با شالی آفتابگردانی در این نقطه از شهر چه می کند ! پرسید اهل کجایید ؟ گفتم ایران !!! گفت آه ایران ، شما جواب همه ی دنیا را یکجا دادید ، براوو …. این اولین باری بود که بعد از مدتها از اینکه می گفتم ایرانی هستم بیشتر لذت می بردم …
پینوشت : ناپولیتانا نام یک پاستاست خدای نکرده فکر بدی نکنید !!!!

در پس پینوشت : سالونیکی یکی از شهرهای یونان است .

خدایا به نادانی ام رحم کن !

همه ی چیزهایی که من صرفا با آنها آشنایی دارم و آگاهی درباره شان ندارم ، بلای دانش و دانسته ها و باورهای من می شوند می پرسید چرا ؟ چون حکایت جهل مرکب است .. نه تنها موضوع خاص را بلد نیستم بلکه فکر می کنم بلدم …..خدایا خودت به من و امثال من که نادانی مان را به دانایی تعبیر می کنیم رحم کن .

یمن و سوریه

یکی از شگفتی های غربی ها و برخی دولت های عربی بخصوص عربستان سعودی این است … وقتی علی عبدالله صالح در پی بهارعربی یمن سرنگون شد ، ریاست جمهوری را بدون انتخابات تفویض کردند به معاونش منصور ، البته منصور هم بزودی فرار کرد و رفت به عربستان ، اما آنها معتقدند منصور که انتصابی بوده رئیس جمهور قانونی یمن است و فقط باید از او حمایت کنند تا مشکل یمن حل شود ، در مقابل بشار اسد رئیس جمهور سوریه بود ، همه به او حمله کردند که یالله استعفا بده برو هیچکس تو را قانونی نمی داند و در مقابل به گروههای تروریست کمک مالی ، تجهیزاتی و تسلیحاتی کردند ، خب بالاخره شما طرفدار رئیس جمهور منتخب هستید یا منتصب ؟

لقمه ی میهمان را نباید شمرد

در مورد روحیه پذیرش مهاجر من فکر میکنم ترکیه ای ها به مراتب از بقیه بهتر هستند البته شاید این حس در اکثر مردم کشورها وجود داشته باشد که چرا باید آب و خاک و زندگی و کار مان را با بقیه شریک شویم اما نحوه ی برخورد با مهاجران بیش از همه به میزان خودخواهی ملت ها برمی گردد چون در بعضی از کشورهای مهاجر پذیر مردمانی به مراتب فقیر تر و تحت فشار اجتماعی و اقتصادی بیشتر زندگی می کنند اما آنها روحیه و فرهنگ پذیرش مهاجران را دارند … حالا باید از خودمان بپرسیم آیا ما حاضریم نان مان را با دیگر مردمان شریک شویم ؟ ما در تاریخ سابقه ی پذیرش پناهجو بسیار داشته ایم اما عجیب است که تاحدی فرهنگش نزد ما امروز وجود ندارد … چون اگر پذیرفتی نانت را با دیگری تقسیم کنی دیگر حق نداری لقمه هایش را بشماری …..

فتح اروپا با پای پیاده

وقتی داعش و بقیه تروریست ها به سوریه حمله کردند خیلی از دولت ها ، نشستند و از دور فقط شعارهای منفعت طلبانه دادند ، آنها بجای کمک کردن به توقف حرکت رو به جلوی تروریست ها ، تسویه حسابهای شخصی شان را با اسد انجام دادند و در واقع دوشادوش گروه های تروریستی به آوارگی مردم سوریه دامن زدند ، حالا باید روزانه هزاران سوری بدون اخذ روادید ، با پای پیاده وارد کشورهایی شوند که فقط اسد را مقصر ماجرا جلوه می دادند و تا اروپا به خودش بیاید ، آوارگان جنگ سرتاسر اروپا را بدون ، توپ و تانک تصرف کرده اند … شاید اگر بیست سال پیش این اتفاق می افتاد اسد همان روزهای اول شکست خورده بود اما واقعیت این است که رسانه ها و توسعه اینترنت راه را بر هر سناریوی تازه ای بسته است ، حتی رسانه های خط و مشی دار ، با یک توئیت ساده و یک عکس تازه در فیس بوک یک شهروند معمولی ، متوقف می شوند …. خلاصه :
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس
تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت

دیدار خانم دکتر ابتکار و فعالان جامعه مجازی

 

جمعه ای که گذشت به جمعی خوب و صمیمی دعوت شدم خانم دکتر ابتکار و فعالان مجازی ، مدتهاست از همه ی جمع های دورم و بلطف دعوتنامه نوید رجایی پور و ایمیل دوست نازنینم خانم ابتهاج ، مشتاقانه به جلسه رفتم . خانم دکتر ابتکار در همه ی سالهای تصدی قدیم من در پرشین بلاگ ،وبلاگ نویس ها را مثل یک وبلاگ نویس دغدغه مند ، همراهی کرده و حالا با وجود مشغله های سازمانی اش بازهم از جامعه مجازی ایران غافل نمی شود و اهمیت استفاده از این کانال ارتباطی قوی را در آموزش و گسترش فرهنگ محیط زیست برخلاف بسیاری بخوبی درک می کند.
سعادتی بود که دوباره دیدار تازه کنم و البته آقای درویش را هم دیدم که وبلاگش همیشه برای من خواندنی بوده و هست . به امید روزی که همه دربرابر حفظ محیط زیست احساس تعهد کنیم و درختان شهرمان را قربانی آرزوهای سر به فلک کشیده مان نکنیم .